تبلیغات
احساس نویسی ... - مطالب ابر مرتضی پاشایی
به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور
♫♫♫

این یه حسه جدیده یکی دوباره از راه رسیده
مثله اون چشمم ندیده انگار اونو خدا واسه من آفریده
یکی که صافو ساده آروم قدم زد تو امتداد شبه تنهایی جاده
مثه خودم نیست قلبم میلرزه بی اراده

میریزه دله دیوونه اسمش عشقه
کسی نمیدونه اسمش عشقه
همیشه میمونه اسمش عشقه
اگه من اونو دوست دارم اسمش عشقه
تنهاش نمیذارم اسمش عشقه
میاد کنارم آخه اسمش عشقه

♫♫♫

شبیه بغضو بارون اشکام میریزه
تویه خیابون حالو روزم مثله مجنون
یخ کرده دستام مثله زمستون
زلاله مثله آبه شکی ندارم این انتخاب آخر مثله یه خوابه
اما میترسم شاید دوباره این سرابه

غمه تو دله دیوونه اسمش عشقه
کسی نمیدونه اسمش عشقه
میره نمیمونه اسمش عشقه
همه جا جلو چشمامه اسمش عشقه
نمیدونه که دنیامه اسمش عشقه
دلیله اشکامه اسمش عشقه

قشنگی آهنگ: 91%



طبقه بندی: آهنگ های قشنگ،
برچسب ها: مرتضی پاشایی، مرحوم مرتضی پاشایی، مرتضی پاشایی عزیز، اسمش عشقه، اسمش عشقه مرتضی پاشایی، اشمش عشقه مرحوم پاشایی، پاشایی اسمش عشقه،
تاریخ : یکشنبه 7 شهریور 1395 | 05:55 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
امروز رها شدم ...
یعنی فراموش کردم همه چیز رو جز یه چیز که همیشه باهام هست و میمونه ... ( خدا )
نمیدونین چه حسی دارم  - بعد مدت ها دارم میفهمم که زندگی یعنی چی !!!
زندگی یعنی دیروز وقتی که بارون میزد !!!  زندگی کردن امروز بود وقتی که با پای برهنه روی چمن های سرد توی باغ بزرگ راه میرفتم ...
زندگی یعنی این که ببینی ، چیز هایی رو که بقیه نمیبینن - و از دیدنش لذت ببری لذت ببری ...
زندگی یعنی خیس شدن توی بارون ...  سرما خوردن ...
زندگی یعنی این که همه فکر کنن دیوونه ای ...  زندگی یعنی پریدن و رها شدن ....
وقتی که ذهنت رو خالی میکنی از درد ...
همیشه دارم درد هامو فریاد میزنم ...  یکی نیست بگه اخه چه مرگته !!!
سالم سر زنده داری به زندگیت ادامه میدی ...
زندگی این نیست که فکر کنی چی داری - زندگی یعنی چیزی که داری ،  بهترین چیز دنیاست !!!
فردا نیستم خواستم یکم از کسی بگم که تا پارسال از صداش لذت میبردیم.
دارم از فعل گذشته استفاده میکنم - باورش هنوزم سخته - چون یکی بود / ولی دیگه نیست ...
کسی که توی سخت ترین شرایط که داشت با سرطان دستو پنجه نرم میکرد ازش پرسیدن چه حسی داری :
گفت تا حالا توی زندگی انقدر حس قشنگ و عالی نداشتم.
بهترین لحظه زندگی همون بدترین لحظه هست - چون توی این لحظه هاست که حضور خدارو بیشتر حس میکنی ...
خیلی دلم میسوزه ...
نمیخوام تظاهر به چیزی نمکنم - [ اصلا دلیلی نداره چون شما منو نمیشناسین ]
خیلی دلم میسوزه وقتی میبینم کسی که این همه سال زحمت کشیده تلاش کرده و یهو ...
زندگی رو سخت گرفتیم ...   خودم رو میگم ...
70% مشکلاتمون واسه پوله !!!
فردا سالگرد مرتضی پاشاییه !!! [ یه فاتحه براش بفرستین  ]
خب چیکار کنم ؟؟؟   الکی بزرگش کردن !!!  خواننده نبود که بابا !!!  پیامبر کردنش !!!
مگه شما اهنگاش رو گوش دادی ؟؟؟   مگه میشناسیش ؟؟؟   باهاش برخورد داشتی ؟؟؟   مصاحبه هاشو دیدی ؟؟؟
نه  - پس چی میگی ؟؟؟
خدایا منو بسوزون و نزار این حرفارو بشنوم - چهل روز عکس هادی نوروزی آواتارم بود - میگن این که تموم شده عکستو عوض کن !!!
داریم توی دنیایی زندگی میکنیم که همه چیزش تاریخ مصرف داره !!!
چند وقت میشه که خودمو زدم به دیونگی ...
نمیخوام بشنوم بقیه چه فکری میکنن - بقیه بهش میگن دیوونگی ...
ببخشید موضوع زیاد میگم چون احساس نویسیه دیگه 
امروز توی ماشین داشتیم میرفتیم - اصلا صدای هیچکسی رو نمیشنیدم انگار کر شدم فقط داشتم به اهنگ گوش میدادم ( خیلی اهنگ گوش میدم - توی ماشین هم ،  اهنگ هایی که میگم باید پخش شه !!!  )
تا اینجاش تمرکز روی اهنگ بود ولی من یه کار دیگه ای هم میکردم - داشتم توی ذهنم متن اهنگ رو که میشنیدم مینوشتم - با خط مشکی روی کاغذ سفید !!!
رفتم خونه فامیل تازه فهمید که از من سوال هم کرده بودن !!! ( کر شه بودم )
رفتم خونه فامیلمون داشتم پرتقال میخوردم !!!   فوکوس کرده بودم روش بعد آروم آروم پوست رو میتراشیدم این باعث میشد بوی پرتقال رو کاملا حس کنم.
کاملا از دور اطرافم که همه نشسته بودن دور شدم !!!
دیدم یه ربع دارن منو نگاه میکنن !!!
3 تاشون گفتن عاشق کی شدی ؟؟؟   2 تاشون گفتن دختر های استان گیلان همه خوبن !!!  2 تا هم گفتن دیوونست !!!
من فقط داشتم از بوی پرتقال لذت میبردم !!!  چرا اخه انقدر درباره من قضاوت میکنین !!!  خوب من بوی بعضی چیزارو از خودشون بیشتر دوست دارم !!!
این عاشق شدن یا دیونگیه !!!   نمیدونم شاید باشه !!!  بعدش موقع رفتن یه بالنگ به من دادن که از شرق گیلان اومده بود - فوق العاده بود !!! بعد این رو بقیه فقط بو میکردن !!! 
یعنی موقع بو کردنش زمان رو حس نمیکردنی ...
واقعا بعضی چیز ها هستن که خیلی کوچیکن ولی معنی عمیقی دارن !!!
درسته بعضی وقتا از درد مینویسم و گله میکنم ولی این دنیارو دوست دارم ...
خدایش اگه از درد نگی انگار نمیچسبه - بخدا اگه درد نداشته باشین - اصلا زندگی نمیچسبه ...
وقتی درد داشته باشی باید گله کنی ...    من دارم با قانون بازی میکنم !!!
ولی خارج از شوخی - خارج از پست هایی که عصبانیم و هرچی به ذهنم میاد مینویسم.
بعضی چیزا دردشون بشتر از اونی هست که تو وجود ماست ...
درد اینی نیست که من دارم ...
درد یعنی :
 یعنی جونایی که زیر پل توی این سرما تنها محافظشون یه پتو هست ...
 یعنی دختر 20 ساله ای که میفهه MS داره ...
یعنی دختری که همه چیزش به ته خط رسیده و تمام دلخوشیش تنابیه که داره صفت میکنه ...
یعنی کسی که نقص عضو داره ...
یعنی کسی که شیمیایی شده ...
یعنی  دیدن بچه هایی که غذا ندارن بخورن ...
یعنی ...
بدتر از اینا میدونی چیه - اینارو ببینی و نتونی کاری کنی یا وقتی برسی که خیلی دیر شده ...
چه مرگته مرتضی !!!   چرا انقدر نا شکری ...
خدایا حاضرم بمیرم ولی گریه کسی رو نبینم - هروقت گریه کسی رو میبنیم یا باید کاری کنم یا بی اختیار چشمام رو میبندم.

اره من دیوونم - چون :
- نارحت میشم وقتی نارحتی بقیرو میبنیم ( حتی دشمنم )
- عاشق کسی شدم که اصلا نه من میشناسمش نه اون منو میشناسه 
- بی اختیار به چیز های که معمولیه میخندم 
- توی خنده دار ترین شرایط به درد هام فکر میکنم 
- با چیز های معمولی نهایت شادیم رو بدست میارم 
- میترسم از گفتن چیزی که واسه بقیه مهم نیست 
- عاشق چیز هایم که بقیه ازش تنفر دارن 
- 7 ساعت پشت سیستم میشینم و خسته نمیشم 
- از بین بهترین ، بدترین رو انتخاب میکنم
- از درد هام لذت میبرم 
- همیشه تو رویا هام زندگی میکنم 
- درس رو دوست دارم 
- از استاد های سخت گیر خوشم میاد !!!
- واسه پول و شهرت افراد بهشون احترام نمیزارم 
-و...
همین دیوونه ای که بقیه میگن ...  ( بعضی ها هم بهش میگن عاقل )
خوشبخت ترین آدم روی زمینه ...
بهترین حس های دنیارو خدا داده به همین دیونه ای که داره این متن رو مینویسه !!!
عاشق دنیام ... عاشق زندگیم ...  عاشق خدام ...  عاشق این حسم ...
ببخشید انقدر حرف زدم - دلم پر بود ...[ حالا عنوان پست رو چی بزارم  ؟؟؟ ]
عاشق تک تکتون هستم - غمتون رو نبینم ...

یا مهدی ...




طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: حس خوب، دیونگی، دیوونه، احساس من، مرتضی پاشایی، دیونه، درد،
تاریخ : جمعه 22 آبان 1394 | 08:00 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه
آی
آتیشم میزنه هرشب جای خالیت توی خونه
دله من! هواتو داره دیگه طاقت نمیاره
این! این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره

♫♫♫♫♫♫

کی تورو دوست داره قد یه دنیا
کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا ، حتی تو رویا
دنباله جای پاهات روی شن های قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم من دل من طاقت نداره می شکنه
نگو که باید جداشیم نگو قسمت من و تو رفتنه

♫♫♫♫♫♫

کی تورو دوست داره قد یه دنیا
کی می خواد با تو باشه حتی تو رویا
دنباله جای پاهات روی شن های قشنگ و خیس دریا
نگو که رفتن تو سهم من دل من طاقت نداره می شکنه
نگو که باید جداشیم نگو قسمت من و تو رفتنه

♫♫♫♫♫♫


قشنگی اهنگ : 85%
دانلود - حجم 3.30 مگابایت [ 320 ]




طبقه بندی: آهنگ های قشنگ،
برچسب ها: مغرفی اهنگ، مرتضی پاشایی، مرحوم مرتضی پاشایی، معرفی اهنگ های قشنگ، اهنگ های خاص، اهنگ های تک، معرفی اهنگ های زیبا،
تاریخ : چهارشنبه 29 مهر 1394 | 03:20 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات