تبلیغات
احساس نویسی ... - مطالب ابر زندگیم
به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور
سلام 
امیدوارم که حالتون خوب باشه ....

بهتر از این هیچوقت نبودم ...
انقدر آرامش داشتم که ۵ ساعت خوابیدم !
به قدری خوشحالم که توی هیچ کلمه و جمله ای نمیتونم توصیفش کنم ...

فقط میتونم بگم:
خدایاشکرت ...
کل خوشبختی رو در قالب ۴ کلمه بهم هدیه کرد.

توی یه فیلمی میگفت نفهمیدم چطوری عاشقش شدم !
من همیشه به خودم میگم مگه میشه باشه و دیدش و عاشقش نشد ؟

تازه دارم میفهمم منظورشون از این که میگن طرف عاشقه یعنی چی !
واقعا آدم فکرش درست کار نمیکنه !!!
یه طوریه که بعضی وقتا نمیدونم خوشحال باشم یا ناراحت !
خوشحال از این که انقدر حواسم پرته بهش، ناراحت از این که چرا من انقدر خنگ شدم !

ولی حس خوبیه !
بهت میگن سجاد عاشقی ؟
توی جواب این سوال فقط میتونی ذوق کنی و بخندی ...

روزایی سرد زمستونیتون پر از حس گرم عاشقانه
امیدوارم همه ادم های دنیا پیش کسی باشن که دوسش دارن
امیدوارم حسی که دارم رو بتونین توی زندگیتون تجربه کنید

و در ادامه ...
خدایا این دوست داشتن رو روز به روز بیشتر کن ...
خدایا سایه عزیزترین افراد زندگیمون رو از سرمون کم نکن ...
خدایا ...
خیلی عاااااااااااااااااااشقتم ...

موفقیتتون ادامه دار ...
یا مهدی ...




طبقه بندی: گفتگو، موضوع آزاد، احساس نویسی، خاطره نویسی،
برچسب ها: عشقم، زندگیم، فقط، توی، چهار، کلمه، خلاصه میشه،
تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1396 | 08:39 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم که حالتون به خوبی من باشه !!!

فرض کنید هر روز وقتی از خواب بلند میشین یکی براتون یه کادو گرون قیمت میخره به طوری که شما حتی نمیتونین 1 بار این هدیه رو جبران کنید.
شما هر روز از خواب بلند میشین و دوباره هدیه ای که همیشه دوست دارین روی میزتون هست !!!
تنها کلمه ای که میتونین به شخص مقابل بگید چیه ؟
جوابگو محبت های بی شمارش میشه ؟
فرض کنین یک سال و 46 روز این کادو روی میزتون باشه و شما هنوز چیزی واسه تشکر کردن نداشته باشین ...
تواناییتون اونقدری نباشه که ازش تشکر کنین ...
چیکار میکنین ؟ 

حال روز این روز های من هم همین شکل رو داره ...
بودن فوق العاده ترین آدم دنیا کنارم ... 
بزرگترین هدیه دنیاست وقتی کسی رو که با تمام وجود دوست داری کنارت هست. خوشبخت ترین آدم دنیا میشی وقتی میبینی که اونم نسبت بهت بی تفاوت نیست ... 
ببخشید که نتونستم حداقل یکی از 1000 محبتت رو جبران کنم ...
باور کن سخته ... 

حسی که دارم رو نمیتونم واقعا بنویسم ...
نمیتونم واقعا از تو بنویسم ...
از تو نوشتن خب خیلی سخته !!! 
هیچکس توی دنیا نمیتونه منو درک کنه چون هیچکس کسی شبیه به تو نداره ... 

آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه 
خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه 

دنیای قشنگ و فوق العاده مرتضی !!!
ممنونم بخاطر بودنت که هر روزم رو قشنگتر میکنی ...

بعضی وقتا به خودم حسودیم میشه ...
جدی تا حالا شده به خودتون حسودی کنین ؟؟؟
حس که الان دارم ... 

+ ببخشید ...
همیشه میخوام از تو بنویسم این کارمو سخت میکنه و نمیتونم درست بنویسم و تمرکز کنم ...
شرمنده که متنی در حد اندازه ات نیست ...
مشکل از من نیست ...
کل ادبیات باید عوض بشه - با چوب دستی نمیشه رفت به جنگ بمب هسته ای 

+ دوست دارم به اندازه تمام دنیا ... 
خیلی ممنونم که هستی ... 
کاش روزی بشه که بتونم 1 از هزار لطفت رو جبران کنم ...

مواظب خودتون باشین ...
قشنگی دنیاتون مثل من ...
یا مهدی ...



طبقه بندی: شعر، گفتگو، اعتراف، تفاوت، خاطره نویسی، یک پله بالاتر، احساس نویسی، موضوع آزاد،
برچسب ها: زندگیم، دنیام، نفسم، عشقم، بهترینم، محبوبم، آرامشم،
تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 02:41 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم حالتون خوب باشه ...

امروز تولدم بود 
روزیه که برای من و کسایی که اطرافم هستن خیلی شیرین و فوق العاده هست.
توی روز تولد اغلب باید از خودمون صحبت کنیم و حس هایی که داریم ...
ولی من میخوام از او بگم !!!

نمیدونم توجه کردین یا نه ....
کسایی هستن که توی زندگیمون میان و طی مدت کوتاهی بخشی از وجودمون رو تشکیل میدن ...
میشن گوشت ، پوست و استخونمون ...
خوشحال که هستن انگار تمام دنیا توی نگاهتون هیچ میشه ...
ناراحت یا اینکه درد دارن شما اون درد رو خیلی شدید تر حس میکنین ...

این آدما ها چطور انتخاب میشن و وارد زندگیمون میشن ؟
احساس میکنم خدا دستش رو گذاشته توی دستم و میگه که مرتضی؛ دیگه خوشبختی 
چقدر حس خوبیه ...
خدایا ممنونم ...

امروز تنها تولدی هست که او کنارم هست ...
اونی که تمام امروز سعی میکرد بهترین حال رو  داشته باشم...
با این که پیشم نبود ولی با تک تک سلول های بدنم حسش میکردم. چقدر حس خوبیه بودنش 
چقدر خوبه که هست  
بعضی وقتی باید دست بعضی از آدم هارو بوسید فقط بخاطر این که کنارمون هستن و باعث میشن بهترین حال دنیا رو داشته باشیم. 
تولدم توی همین لحظه که ساعت 00:00 هست تموم شد ولی دوست داشتن بهترین آدم دنیا تمومی نداره ...

مگه میشه آدم به همین راحتی از زندگیش دست بکشه ؟

+ ممنونم که هستی و حس خوبی به دنیام میدی 
+دوست دارم تا همیشه 

یا مهدی ...



طبقه بندی: اعتراف، تفاوت، خاطره نویسی، احساس نویسی، موضوع آزاد،
برچسب ها: او، دوست داشتن، روز تولدم، زندگیم، دنیام، حال خوب، عشق،
تاریخ : یکشنبه 28 شهریور 1395 | 11:59 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات