به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور
سلام ...
امیدوارم حالتون به خوبی من باشه ...

امروز ...
بهترین روز زندگیم بود ...
چقدر خوبه که هست ...
تا امروز فکر میکردم علی زند وکیلی قشنگ ترین صدایی بود که شنیدم ولی ...
صداش ...  

واااااایییی ...
حسی که حالا دارم قابل گفتن نیست ...
خیلی حالم خوبه یعنی فوق العاده عالیم ...
چقدر خوبه که هست ...
وااااااااااااااااااااای اسممو صدا میکرد 

بعضی وقتی طعم واقعی خوشبختی رو حس میکنم. امروز 3 بهمن هیچوقت یادم نمیره ...
عالی بود 

چقدر خوبه که هست ...
انقدر حالمو خوب کرد که یادم رفت تولد دادشم هست 
وااااااااای فوق العاده خوب میکنه حالمو ...
خیلی میخوامت 
واقعا نمیدونم چی میگم 
مثل دیونه هایی شدم که انقدر خوشحالن که نمیدونن دارن چیکار میکنن ...
امروز عااااااااااااااااااااااالییییییییییییه ...

عاشقتم همیشه 
تموم زندگیمو بهت مدیونم ...
ممنوونم که هستی عشق جان ...
راستی دیروز روز جهانی بخل بود 

امیدوارم زندگیتون به قشنگترین شکل ممکن رقم بخوره ...
موفقیتتون ادامه دار ...
یا مهدی ...




طبقه بندی: اعتراف، تفاوت، خاطره نویسی، احساس نویسی، موضوع آزاد،
برچسب ها: خیلی دوست دارم، بهترین روز زندگیم، بهترینم، عاشقتم، دوست دارم، فوق العاده من، خیلی میخوامت،
تاریخ : یکشنبه 3 بهمن 1395 | 10:52 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
توی کارش موفق بود.
عروس که شد، قید کار کردن را زد. 
چهار گوشه ی کار را بوسید به کل خانه نشین شد.

گفت: "شوهرش دوست ندارد کار کند."
گفت: "خیلی کیف دارد به خاطر کسی که دوستش داری، خانه نشین شوی، حتی اگر عاشق کارت باشی، حتی اگر توی خانه ماندن را دوست نداشته باشی."

لبش می خندید چشمهایش اما نه...
غم چشمهایش را نمی توانست قایم کند.

این آخرها هر وقت می دیدمش توی خودش بود. دلم می خواست ازش بپرسم برای آدم ِ دیگری عوض شدن، چطور است؟ مزه دارد؟!
بعد دیدم بهتر است آدمهای غمگین را سوال پیچ نکنم!

چقدر خوب است یک نفر باشد آدم را همانطوری که هست دوست بدارد!
قدش را ، وزنش را ، کارش را ، حتی دیوانه بازی هایش را ... 

#مریم_سمیع_زادگان


فرستنده : بهترین و فوق العاده ترین آدم دنیا ... 
زمان : 30 دی 




طبقه بندی: موضوع آزاد، رفتار های درست، تئوری های زندگیم، تفاوت، گفتگو،
برچسب ها: عوض شدن، دوست داشتن، عشق، علاقه، تغییر کردن، تصمیم، دوست دارم،
تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
خدایا عاشقتم ... 
ممنون بخاطر بهترین روزی که بهم هدیه دادی ...

امروز بهترین روز زندگیم بود ...
انقدر خوشحالم و ذوق دارم که اصلا مقدارش قابل تصور نیست حتی واسه خودم ...
زندگی عاشقتم !!! 

20 ساله که زندگی فقط واسه من میبارید و من بدون چتر فقط تحمل میکردم.
چند وقت میشه که معنی واقعی خوشبختی رو دارم درک میکنم. تازه دارم میفهمم این همه سال زندگیم اشتباه بود.
تازه دارم متوجه میشم یه آدم خوشبخت چه ویژگی های داره ...
چند وقت پیش داشتم نوشته هایی که مخاطب های اون احساس خوشبختی میکردن رو میخوندم. 
اقیانوس طلا ...
پولدار ترین فرد ...
زیبا ترین آدم  ...
قدرتمند ترین ...
و ...

خیلی جالب بود واسم این همه آدم فقط با همین چیزای کوچیک احساس خوشبختی میکنند ؟
ههه ...
چقدر کم توقع !!! 

خدایا ...
شاید این چیزی که من میخوام بیشتر شبیه معجزه است ...
همیشه بهمون گفتن با هر ظرفی بریم پیش خدا همون قدری که ظرفیت داریم بهمون کمک میکنه  ...
شرمنده ام که همیشه بزرگ ترین هارو ازت میخوام ...
ممنونم که همیشه نگاه ویژه ای بهم داری ... 


+ با همین دست، به دستان تو عادت کردم
این گناه است ولی جان تو عادت کردم

جا برای من گنجشک زیاد است ولی
به درختان خیابان تو عادت دارم

گرچه گلدان من از خشک شدن می‌ترسد
به ته خالی لیوان تو عادت کردم 

دستم اندازه‌ی یک لمسِ بهاری سبز است
بس‌که بی‌پرده به دستان تو عادت کردم

 مانده‌ام آخر این شعر چه باشد انگار
به ندانستن پایان تو عادت کردم 

علی‌ اکبر رشیدی

یا مهدی ...




طبقه بندی: شعر، تفاوت، خاطره نویسی، احساس نویسی، موضوع آزاد،
برچسب ها: علی‌ اکبر رشیدی، خوشحالی، بهترین روز زندگیم، خوشبختی، معنی خوشبختی، دوست دارم، خدایا شکرت،
تاریخ : جمعه 26 شهریور 1395 | 11:39 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم حال تک تکتون خوب و عالی باشه ...

الان ما توی اولین روز بهترین ماه بهترین سال هستیم 
خوشحالم خیلی زیاد ...
ممنون ازتون که باعث حال خوب من میشین با پیاماتون ...

خوشحالم ...
ممنون بابت همه چیز ...
انگار سال نو شده برای من ...
توی آخر های مرداد اتفاق های خیلی خیلی فوق العاده واسه من افتاد که خیلی واسم عالی بود 
امیدوارم شهریور همه چیز بهتر و بهتر بشه تا بهترین ماه زندگیم رو داشته باشم 
خوبه که خوشحالم ....
میخوام پرواز کنم ...
اصلا نمیدونم چی دارم مینویسم... دارم فقط مینویسم ...

امروز اومدم خونه و وضعیت بچه داری که من دارم خیلی سخت و شیرینه !!!
یعنی دیووونه کردن منو وحشتناک !!!
الان به زور پیچوندمشون برن کارتون ببینن تا بتونم پست بفرستم و نظر هاتون رو جواب بدم ...
عمم میگه مرتضی یه هفته بمون ...
هستی اصلا اینا شلوغ نمیکنن 
گفتم نه باید برم کار دارم !!!
یعنی میگی کار دارم همه نگاه ها میره که تو میخوای بری تنهایی دقیقا چیکار کنی ؟
اصلا تو چیکار میکنی ؟
واقعا اون اعتماد قبلی به من نیست !!!
خخخ ...

طولانی نمیکنم این پستو فقط میخواستم بگم :
شهریور عزیز سلام 

خوشیاتون قطار قطار ...
یا مهدی ...

پی نوشت : پست بالا چون قشنگ بود دوست داشتم یه مدت پست ثابت باشه ...
ممنون از نظراتون اگه دوست داشتین درخواست بدین من بهتون رمز بدم ...
ممنون ...



طبقه بندی: خاطره نویسی، موضوع آزاد،
برچسب ها: شهریور، شهریور عزیز، شهریوری ام، شهریور عزیز سلام، سلام شهریور، دوست دارم، عاشقتم،
تاریخ : دوشنبه 1 شهریور 1395 | 11:00 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام به همه دوستای دوست داشتنی اینترنتیم.
خوب هستین ؟؟؟
من همیشه دارم معذرت خواهی میکنم .
ببخشید دلایل زیادی بود که از شما دور بودم ( نت نداشتم ، کنکور دارم ، وقت نداشتم ، حوصله نداشتم و... )
از اول قرار بود احساس نویسی کنم خب از اتفاق ها حرف نمیزنم.
فیلم نهنگ عنبر رو دیدن ؟؟؟
اره ایرانیه - رضا عطاران و مهناز افشار بازی میکنن ...
داستانش یه جورایی شبیه منه :
رضا عطاران مهناز افشار رو دوست داره و هر کاری میکنه که بهش برسه ولی ...
نکته جالب توجه ای که این فیلم داشت این بود که فقط مهناز افشار اصلا به رضا عطاران که عاشقش بود توجه نمیکرد ...
بگذریم دارم از بحث خارج میشم - اینو میخواستم بگم: ( شاید خیلی از نظر شما مسخره باشه ولی واقعیه !!! )
من 10 دقیقه پیش خیلی اعصابم خورد بود ، خسته بودم از همه چیز ...
الان عالی عالی عالیم !!!
میپرسین چطور ؟؟؟
مگه میشه یکی اینجوری حالش خوب بشه ؟؟؟
وایسین بگم چجوری شد که انقدر حالم خوب شد :
تلگرام که میدونین چیه ؟؟؟
تنها دلیلی که من عضوش شدم رو خودتون میدونین ...
رفتم بعد از 10 روز ببینم کی چه پیامی داده ( من ایمیلم رو از تلگرام بیشتر چک میکنم )
با اعصاب داغون ، کم حوصله - اصلا حوصله نداشتم بیام اینجا پست بدم.
ولی ...
دیدم دنیا منو از بلاک درآورد ...
از بلاک درآورد !!! 
خیلی خوشحال شدم !!!
100 درصد مطمئنم که اصلا واسش مهم نبود ...
ولی این کارش حالمو خیلی خوب کرد ...
نمیدونم از نظر من خیلی مسخره بود - ولی نمیدونم چرا این چیزای کوچیک خوشحالم میکنه ...
نمیدونم - شاید نباید اینو میگفتم ...
ولی واقعیت بود ...
از اول این وب سعی کردم با صداقت بنویسم - البته زیاد هم صادق نبودم .
همیشه پست هام سرو ته نداره مثل فیلم های ایرانی ... ( من دیروز با سریال کیمیا اشنا شدم  )
میخوام اخر این پست از 1 نفر تشکر کنم .
- ممنون دنیا خانوم ، با این که نیستی ولی هستی و باعث میشی حالم بهتر شه .

همیشه حالتون عالی باشه ... ( عالی عالی عالی مثل خودم )
یا مهدی ....


پی نوشت :
- تشکر ویژه میکنم از شما که پست های بی مقدارم رو میخونین و نظر میفرستین ...
- ببخشید یه یه مدتی غیبت داشتم - شاید دیر به دیر بیام ولی شمارو فراموش نمیکنم
- بابت پایین اومدن کیفیت پست هام هم عذر خواهی میکنم .





طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: دوست داشتم، دوست دارم، دوستت دارم، احساس نویس، احساس نویسی، واقعیت، حس عالی عالی عالی،
تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 02:11 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات

  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو