به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور
سلام ...
امیدوارم که  حالتون خوب باشه ...

به نظر من هر آدم ۱۰۰۰ واحد عشق داره که تقسیمش میکنه بین علایقی که داره ...
اگر شما ۵۵۲ واحد عاشق یکی باشین. ( نمیگم کی  ) رنگ مورد علاقتون، ماه مورد علاقتون، غذای مورد علاقتون، شهر مورد عقلاقتون و...  میشه همونی که عشقتون میگه ...
تا جایی میرسه که میرین آهنگ های معین  رو دانلود میکنین و گوش میدین  
نکته جالب توجه اینه که به خودتون میگین من چقدر احمق بودم قبلا ازش بدم میومد !
مجبور نیستین این آهنگ رو گوشی بدین !  ۵۵۲ واحد عشق تغییرتون میده ...
دیگه کتلت روی سفره اون کتلتی که قبلا بود نیست. فکر کردن به این که عشقتون دوسش داره خود به خود اون غذا رو به لیست غذا های مورد علاقتون تبدیل میکنه ...

آره شهریور امسال با شهریور هایی که قند تو دلم  آب میکرد فرق میکنه ...
۲۰ روز گذشت بدونه  این که ذره ای بهش اهمیت بدم ولی اگه ازم بپرسن تا ماه مورد علاقتون چقدر مونده بهشون میگم 8 ماه 12 روز  دیگه !
آره شهریور جون دیگه برام مهم نیستی پس الکی انقدر تو گوشم نخون چند روز دیگه تولدمه ...
حتی تولدمم برام مهم نیست ...

از وقتی که این پست رو نوشتم  علاقم بهش ۵۵۳ واحد شد.
کسایی که بیشتر از ۵۰۰ واحد دوست دارین میشن عزیز ترین فرد توی زندگیتون ...
الان دارم به این فکر میکنم وقتی میگم به جون عزیز ترینم یعنی به جون ... 
دلم براش تنگ شده خیلی 
یک سال ندیدمش شما بهش میگین ۲۴ ساعت 
دعا کنین الان پیام بده ...
+ عاشقتم فوق العاده ترین مخلوق خداوند 

مواظب ۱۰۰۰ واحد عشقتون باشین که خرج آدم های نامرد نکنین ...
یا مهدی ...




طبقه بندی: گفتگو، اعتراف، تفاوت، یک پله بالاتر، احساس نویسی، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: ۱۰۰۰ واحد عشق، عشق، دوست داشتن، ۱۰۰۰ واحد، عاشقتم، متن عاشقانه، دلنوشته،
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1396 | 10:20 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
حکایت گنجشکی که با خدا قهر بود!

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت.
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت:
می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند ...
گنجشک هیچ نگفت ... و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام.
تو همان را هم از من گرفتی.
این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟
لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود؟؟؟و سنگینی بغضی راه کلامش را بست ...سکوتی در عرش طنین انداخت.
فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود.
باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند.
آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود...
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی!
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...


 قرآن کریم / سوره بقره / آیه 216 
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آنکه خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آنکه شر شما در آن است. و خدا می داند، و شما نمی دانید ...


خـــُدایـــا !
آغوشت را امشب به من میدَهی ؟
برای گفتن !
چیزی ندارم ..
اما برای شنیدن حرفهای تو گـــوش بسیار..
می شَود من بغض کنم ؟ 
تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی .. ؟ 
می شود من بگویم : " خـــدایـــا "
تو بگویی : جان دلم .. ! 
می شود بیایی؟ تمـــــنا میکنم.


نویسنده : محدثه
تاریخ : 9 مرداد



طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: خدا، برداشت بد، احساس نویسی، دلنوشته، مهر خدا، گنجشک، قهر،
تاریخ : شنبه 9 مرداد 1395 | 07:33 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
برای فراموش کردنت به هر دری زدم اما باز نشد
 *************
عطر تنت بی نیاز ترین عطر دنیاس وقتی تو باشی به عطری نیاز نیست بودنت کافیست ...

************* 
دل تنگ روزی ام که سر سجاده ام از فرط دلتنگی به خدا پناه بردم !

نویسنده: ناشناس
زمان: 12 خرداد




طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: دلنوشته، دلتنگی، فراموش کردنت، ارسال دلنوشته، ارسال پست، احساس نویسی، عاشقانه،
تاریخ : چهارشنبه 12 خرداد 1395 | 07:30 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات

  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات