به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور
چه ویران می‌نوشت و گریه می‌کرد
دلیران... می‌نوشت و گریه می‌کرد

به خط میخی‌اش کوروش چه شب‌ها
از ایران می‌نوشت و گریه می‌کرد

 شهراد میدری 


پ.ن : امروز 7 آبان روز کورش بزرگ رو به همتون تبریک میگم ...
امیدوارم روز های شاد و پر از حس خوب رو توی این روز های سرد پاییزی داشته باشین.
مواظب خودتون باشین سرما نخورین ...
ببخشید نظراتون بی جواب میمونه و یکم بی معرفت شدم. ( باید یه روزی میرفتم )
قشنگی دنیاتون دوبرابر ...

یا مهدی ...




طبقه بندی: شعر، تفاوت، موضوع آزاد،
برچسب ها: کورش، کورش بزرگ، 7 آبان، دوری، احساس نویس، شعر، روز کورش بزرگ،
تاریخ : جمعه 7 آبان 1395 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
عاشق شده ام حال و هوایم خوبست
درد است ولی درد برایم خوبست

آرامش من !
با تو فقط حالم نه
خوابم ، نفسم ، لحن صدایم خوبست

تشخیص پزشک است کنارم باشی
عطر تو برای ریه هایم خوبست

من با تو خوشم ، نا خوشی ام چیزی نیست
آنقدر که تاثیر دوایم خوبست

هربار فقط عاشق تو خواهم بود
صدباااار به دنیا که بیایم ... خوب است؟؟!

طوفان که نه ! بگذار قیامت باشد
من در بغل گرم تو جایم خوبست ...




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: مهیا غلامی، عاشق شده ام، عشق، دوست داشتن، حال و هوایم خوبست، احساس نویس، احساس نویسی،
تاریخ : پنجشنبه 18 شهریور 1395 | 06:20 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم حالتون خوب باشه ...

امروز از خونه دور شدم و اومدم توی تنهایی خودم تا بتونم خودمو برای کنکور ارشد آماده کنم. امروز انقدر اتفاق برام افتاد که نمیدونم کدومشو بگم واسه همون هیچکدومش رو نمیگم چون از حوصله خودمم خارجه ...
دیروز به چند نفر گفتم واسم دعا کنین !!!    نمیدونم اگه دعا نمیکردن چی میشد ...

چند روزه میخوام تلخ ترین خاطره زندگیم رو بنویسم ...
هیچوقت ازش حرف نزدم و همیشه فکر میکنم که شبیه خواب میمونه !!!
من اوایل پست هایی که میفرستادم راحت از ذهنم میومد و تایپ میشد ولی حالا باید دقت کنم که چی بگم !!!
خیلی اتفاق افتاده که پستی رو بنویسم. بعد پاکش کنم !!!
بخاطر این که نارحتتون نکنم یا ...
چارچوب های اولیه من این نبود !!!
قبلا که توی وبلاگ مینوشتم دیگه به دفتر خاطراتم هیچ چیزی اضافه نمیکردم ولی حالا برعکس شده !!!
خوبی ها رو اینجا مینویسم. ناراحتی ها و اتفاق های دیگرو توی دفترچه خاطراتم...

خوب نارحتی و اتفاق های دیگه هم جزء قشنگی های دنیاست !!!
همیشه که نباید خوشحال باشیم !!!
از این به بعد میخوام مثل قبل بنویسم ...
اگر از من ناراحت یا حتی متنفر بشین اشکالی نداره، پنهان کردن واقعیت از اول قرارمون نبود ...

قشنگی های دنیاتون دوبرابر ...
یا مهدی ...



طبقه بندی: موضوع آزاد،
برچسب ها: واقعیت، خوبی، احساس، احساس نویس، احساس نویسی، خاطره، خاطره نویسی،
تاریخ : دوشنبه 21 تیر 1395 | 11:51 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
فردا روز معلمه ...
این روز رو اول  به بهترین استاد ها و معلم های خودم تبریک میگم و تمام کسایی که میتونن زندگی بهتر رو بهمون یاد بدن ...
معلم میتونه یکی از عوامل تاثیر گذار توی زندگی هرکسی باشه ...
معلم بودن فقط محدود به مدرسه و دانشگاه نمیشه - بهترین معلم کسی هست که بهمون یاد داد چطور قشنگ  زندگی کنیم. این شخص میتونه هر کسی باشه ...
ممنونم از کسایی که بهم زندگی کردن رو یاد دادن . در مرحله اول پدر و مادرم  ...
بعضی از استاد های دانشگاهم رو خیلی دوست دارم. چند وقت پیش بهتون گفتم که با بهترین استادمون بودم. از زندگی خودش برام گفت ...
بعضی از آدم ها خیلی بزرگتر از اون چیزی هستن که بقیه فکر میکنن. نمونش رو میتونم معلم ها و استاد های دانشگاه رو نام ببرم که شاید بعضیاشون به اون چیزی که حقشون بوده نرسیده باشن ...
بچه که بودیم بهمون میگفتن معلم مثل شمع میمونه که داره میسوزه و به ما گرما و روشنایی میده ...
شاید اون موقع به معنی عمیق این جمله نمیرسیدیم ولی حالا میفهمم که چرا این جمله رو گفتن.
بعضی از آدم ها دل بزرگی دارن و میتونن فقط خوبی رو برای بقیه بخوان. البته هستن استاد هایی که اذیت میکنن، من رو صحبتم با اون استاد ها نیست چون به نظر من اونا فقط مدرک گرفتن هیچ درکی از بزرگی معلم نبردند.
پدرم هم معلمه ، هیچوقت معلمم نبوده ولی خیلی چیز هارو بهم یاد داده ، درسته بعضی از مواقع اذیت میکنه ولی یکی از بهترین هاست توی زندگیم. دوسش دارم.
بیشتر از این چیزی نمیگم فقط یه جمله میخوام از شهید مطهری بگم ، شاید زیاد مرتبط نباشه ولی خیلی این جملرو دوست دارم :
مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد و هم درد خلق خدا را .
 "
موفق تر ببینمتون ...
یا مهدی ...




طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: معلم، روز معلم، شهید مطهری، 11 اردیبهشت، تبریک روز معلم، احساس نویس، احساس نویسی،
تاریخ : جمعه 10 اردیبهشت 1395 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
خوبین ؟؟؟
عید چطور بود ؟؟؟
شروع بهترین سال به نظر من خوب نبود. ( ببخشید یه چند روزی نبودم خیلی سرم شلوغ بود )
نمیدونم ...
میگن شاهنامه آخرش خوشه بعد میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست.
بزارین از اولش بگم ...
پنج روز اول که فقط مهمونی و شلوغی و ...
بعدش هم که یکی از فامیلامون فوت شد.
یه دو سالی سرطان داشت و بعد رفته بود واسه شیمی درمانی و همونجا فوت شد.
یه پسر همسن من داره و یه دختر کوچیک  - واقعا خدا بهشون صبر بده ...
یکم عید سخت بود ...
عید امسال یکم فرق داشت - اون خوشحالیش رو نداشت  ...
خدا رو شکر که سالمیم ، آرزو دارم همتون سالم و سلامت باشین ...
یکم زندگیم از قبل سخت تر شده ...
انگار از بچگی دوتا کش محکم به دستم بسته شده بود و نمیتونستم اونارو بکنم ( الانم نمیتونم )
هرچی جلو تر میرم این کش محکم تر میشه و واسه قدم بعدی باید تلاش خیلی بیشتری بکنم.
باید خودم رو انقدر قوی کنم تا بتونم این کش هارو پاره کنم !!!
کاری که قبلا نکرده بودم ...
چند ماه هست که دارم یه کار با ریسک بالا انجام میدم ( دعا کنین عملی بشه )
یکی از دوستام که میخواست خصلتم رو بگه بهم گفت تو دیکتاتور و عجولی !!!
عجلشو کم کردم ولی توی دیکتاتور بودن همین 2 روز پیش یه ضربه خیلی محکم خوردم - نمیگم چون درست نیست ( سجاد افشاری )
نمیدونم چرا از گذشته کم درس میگیرم .
نیمی از فروردین گذشته ...
اردیبهشت خیلی چیز ها منتظرم هستن !!!
غمم گرفته - خدایا به همه کمک کن
ممنون بخاطر مهربونیتون ...
یا مهدی ( عج ) ...

پی نوشت : یه فاتحه واسه عزیز از دست رفتمون بخونین - ممنون




طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: فروردین، عید، آرزو، اردیبهشت، بهترین سال، بهترین سال عمرم، احساس نویس،
تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1395 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
توی زندگیمون آدم های زیادی رو میبنیم. قشنگ ، زشت ، کوتاه ، بلند ، کچل ، چاق و ...
توی این دنیا که توش زندگی میکنیم همه باهم تفاوت داریم.
مسخره هست ،  یکی نتونه مثل ما زندگی کنه بخاطر این که زشته !!!
تا حالا شندین که یکی رو بخاطر داشتن سرطان سرزنش کنن ؟؟؟
لطفا کسی رو بابت نقصی که داره مسخره نکنین . این نقص میتون هم جسمی باشه هم فکری ، یعنی طرف نمیتونه یه لغت رو تلفظ کنه یا توی ابراز احساسش مشکل داره رو چرا باید مسخره کنیم ؟؟؟
نمیدونم شماهم با این جور آدم ها برخورد کردین یا نه ولی 90 درصد از حرفاشون احمق و بیشعور و... تا حالا از دهنشون شنیدین بهتون بگن باهوش یا این که تو از من بهتر این کارو انجام میدی و ... 
حدودا دو ماه پیش داشتم با دوستم حرف میزدم و خاطرات دانشگاهشو تعریف میکرد. اون میگفت " یه هم اتاقی شهرستانی داشتیم بیچاره عاشق یه دختره شده بود بعد چند روز تمام راز هاشو به من گفت من هم رفتم همرو توی کل دانشگاه پر کردم " بعد هم بلند بلند میخندید !!! واقعا خنده داره ؟؟؟
زندگی یه نفر رو به خاک یکسان کرده و داره میخنده !!! یعنی با این کارش میخواست بگه خودش از همه بهتره و بقیه احمقن ؟؟؟ نمیدونم واقعا منظورش چی بود . من اگه همچین کاری با من بشه کلا جور دیگه ای برخورد میکنم. از اون روز به بعد دیگه ازش خوشم نمیاد.
خدارو شکر من توی زندگیم دوست های خوبی داشتم. با یکی از دوستام اوایل برنامه نویسی کار میکردم . 
با این که یه سوال رو چند بار ازش میپرسیدم ، فقط اسممو بلند صدا میکرد و میگفت تو منو دیونه کردی !!! هیچوقت مسخرم نکرد همیشه میگفت " همه ما اول برنامه نویس نبودیم که ، کم کم شروع کردیم مثل تو " واقعا ادم فهمیده ای بود. الان سربازه ...
بعضیا هستن بهت زنگ میزنن میگن بیا مهمونی گرفتیم اون رفیقت که سوژه خنده هست رو هم بیار تا دور همی بهش بخندیم !!!
نمیدونم در مورد این آدم ها چی بگم !!! یکی از فامیلامون داره واسه پزشکی میخونه ، ازش میپرسن میخوای رتبه ات چند بشه ؟؟؟
میگه میخوام بخونم واسه زیر 100 توی جواب میگن: تو !!! انگار که خودشون رتبه دو شدن دارن مشاوره میدن ...
یه سری آدم ها هستن که همه چیز رو میدونن یعنی از رمپیج گرفتن با تچینیس گرفته تا تک نرخی شدن قیمت ارز ، خیلی خوشحال بهتون جواب میدن . اینجور ادما کارشون نظر دادنه یعنی خودشون تکمیل شدن دارن بقیرو راهنمایی میکنن.
نوشتم تا به این برسم : که از این جور آدم ها توی زندگی هممون متاسفانه خیلی زیاد پیدا میشن ، آدمایی که واسه بزرگ جلوه دادنشون دنباله شکست خوردن دیگران میگردن !!!
نمیدونم خواستشون چیه ؟؟؟ خنده خوبه ولی اینجوری ...
شاید یکم باید دیدگاه های خودمون رو عوض کنیم. توی دانشگاه تهران با اون عظمتش چند سال قبل یه دختر بخاطر همین موضوع خودکشی کرد. بخاطر این که حرف دلش رو به یه پسر احمق زده بود. پسره هم رفته بود توی دانشگاه پر کرده بود که ...
نمیخوام به کسی راه درست رو نشون بدم ولی خودتون ترجیمح میدین که تشویق بشین یا مسخره ؟؟؟

امام صادق ( ع ) می فرماید : " كسانى كه دوست دارند، زشتى ها در میان مردم با ایمان شیوع پیدا كند، عذاب دردناكى براى آنان در دنیا و آخرت خواهد بود و خداوند مى داند و شما نمى دانید. "
یا مهدی ( عج ) ...




طبقه بندی: تفاوت، رفتار های درست،
برچسب ها: به هم نخندیم، مسخره کردن، تمسخر، اخلاق زشت، رفتار درست، روش زندگی، احساس نویس،
تاریخ : دوشنبه 3 اسفند 1394 | 04:10 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام به همه دوستای دوست داشتنی اینترنتیم.
خوب هستین ؟؟؟
من همیشه دارم معذرت خواهی میکنم .
ببخشید دلایل زیادی بود که از شما دور بودم ( نت نداشتم ، کنکور دارم ، وقت نداشتم ، حوصله نداشتم و... )
از اول قرار بود احساس نویسی کنم خب از اتفاق ها حرف نمیزنم.
فیلم نهنگ عنبر رو دیدن ؟؟؟
اره ایرانیه - رضا عطاران و مهناز افشار بازی میکنن ...
داستانش یه جورایی شبیه منه :
رضا عطاران مهناز افشار رو دوست داره و هر کاری میکنه که بهش برسه ولی ...
نکته جالب توجه ای که این فیلم داشت این بود که فقط مهناز افشار اصلا به رضا عطاران که عاشقش بود توجه نمیکرد ...
بگذریم دارم از بحث خارج میشم - اینو میخواستم بگم: ( شاید خیلی از نظر شما مسخره باشه ولی واقعیه !!! )
من 10 دقیقه پیش خیلی اعصابم خورد بود ، خسته بودم از همه چیز ...
الان عالی عالی عالیم !!!
میپرسین چطور ؟؟؟
مگه میشه یکی اینجوری حالش خوب بشه ؟؟؟
وایسین بگم چجوری شد که انقدر حالم خوب شد :
تلگرام که میدونین چیه ؟؟؟
تنها دلیلی که من عضوش شدم رو خودتون میدونین ...
رفتم بعد از 10 روز ببینم کی چه پیامی داده ( من ایمیلم رو از تلگرام بیشتر چک میکنم )
با اعصاب داغون ، کم حوصله - اصلا حوصله نداشتم بیام اینجا پست بدم.
ولی ...
دیدم دنیا منو از بلاک درآورد ...
از بلاک درآورد !!! 
خیلی خوشحال شدم !!!
100 درصد مطمئنم که اصلا واسش مهم نبود ...
ولی این کارش حالمو خیلی خوب کرد ...
نمیدونم از نظر من خیلی مسخره بود - ولی نمیدونم چرا این چیزای کوچیک خوشحالم میکنه ...
نمیدونم - شاید نباید اینو میگفتم ...
ولی واقعیت بود ...
از اول این وب سعی کردم با صداقت بنویسم - البته زیاد هم صادق نبودم .
همیشه پست هام سرو ته نداره مثل فیلم های ایرانی ... ( من دیروز با سریال کیمیا اشنا شدم  )
میخوام اخر این پست از 1 نفر تشکر کنم .
- ممنون دنیا خانوم ، با این که نیستی ولی هستی و باعث میشی حالم بهتر شه .

همیشه حالتون عالی باشه ... ( عالی عالی عالی مثل خودم )
یا مهدی ....


پی نوشت :
- تشکر ویژه میکنم از شما که پست های بی مقدارم رو میخونین و نظر میفرستین ...
- ببخشید یه یه مدتی غیبت داشتم - شاید دیر به دیر بیام ولی شمارو فراموش نمیکنم
- بابت پایین اومدن کیفیت پست هام هم عذر خواهی میکنم .





طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: دوست داشتم، دوست دارم، دوستت دارم، احساس نویس، احساس نویسی، واقعیت، حس عالی عالی عالی،
تاریخ : دوشنبه 12 بهمن 1394 | 02:11 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام خیلی خیلی ممنون ...
واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم .
حدودا 18 روز نبودم - دعا کنین این ترم معدلم به همین عدد برسه ... امتحان ها خیلی سخت بودا !!!
واقعا روزای قشنگی رو پشت سر گذاشتم ...
باور کنین ده روز امتحانی که داشتم :
سه روز اول رو که نخوابیدم - روز چهارم 8 ساعت - روز پنجم 6 ساعت - شیشم هفتم نخوابیدم  - بقیه روز ها اولیش چهار ساعت دو روز بعدش 6 ساعت .
واقعا خیلی چسبید یه حس مفید بودن بهم دست میداد . این امتحان ها به یه توانایی توی خودم دست پید کردم :
"من میتونم روزی20 ساعت بخونم " .
یکی از دوستامون پیام داده بود که 12 تا درس رو توی 5 روز امتحان داره !!!
من 9 روز 8 تا درس داشتم - فقط 2 روز 2 تا امتحان داشتم بقیه هم پشیت هم بود.
خدا بهتون صبر بده واقعا سخت بوده حتما - دانشگاه های ما وقعا ....
خوب بگذریم انقدر اتفاق برام افتاده که نمیخوام همه نوشتمرو به درس بست بدم (شماهم که مشتاق )
پیاماتون رو میدیم ولی بخاطره مشغله زیاد نمیتونستم جواب بدم ...
ممنون که به فکرم بودین ... واقعا نمیدونم چطور تشکر کنم.
خیلی حرف دارم واسه گفتن .  خیلی زیاد ...
بخاط این که زیاد این پست شلوغ نشه نمینویسمشون میزارمشون واسه بعد.
توی این پست فقط میخواستم بگم اومدم و به نظر های قشنگتون جواب بدم.
خیلی خیلی دوستون دارم - موفق تر ببینمتون


یا مهدی ...




طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: 18، 18 روز، معدل 18، دوست داشتن، احساس نویس، احساس نویسی، امتحان،
تاریخ : پنجشنبه 1 بهمن 1394 | 10:46 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم همتون خوب باشین - یکم درگیری داشتم و نوشتنم هم نمیومد ...
از برنامه ریزیم عقب افتادم - دارم خودم رو تنبیه میکنم !!!
چرا انقدر بی انگیزه شدم  ؟؟؟
زود خسته میشم - زود دست از کار میکشم !!!
نمیدونم چرا ؟؟؟
سرگیجه دارم - انقدر فکرو خیال میکنم که داره کم کم نابودم میکنه ...
پاییز هم داره تموم میشه - قشنگترین فصل  سال داره تموم میشه !!!
خیلی بد شدم ...
تنهایی هم داره اذیتم میکنه ...   واقعا چند روزه دور از خانواده و همه چیز هستم ...  یکم سخته ...
خستگی داره بهم فشار میاره - علت بی انگیزه گیم شاید همین باشه !!!
امروز شهادت امام رضاست - خیلی دوست داشتم الان مشهد بودم و میرفتم حرم ...
خیلی دلم هواشو کرده ...
میخوام برم اونجا فقط گریه کنم ...   انقدر گریه کنم تا سبک بشم ...
آخرین باری که رفته بودم پیشش 2 سال پیش بود - اون موقع خیلی خوشحال تر بودم ، شاید الان برم منو نشناسه !!!
هعی ...
داره چه بلایی سرمون میاد ؟؟؟
این زندگی مارو میخواد کجا ببره ؟؟؟
کمکمون کن ...   خیلی دارن به ما سخت میگیرن ...  دارن جوونارو اذیت میکنن ...
دارن ...

خدایا هیچکس رو نا امید نکن ...

یا مهدی ...



طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: یا امام رضا، امام رضا، سختی ها، 21 آذر، احساس نویسی، احساس نویس، مشهد،
تاریخ : شنبه 21 آذر 1394 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
رفتار عادی نداری مثل بقیه نیستی 
رفتار عادی نداری مثل بقیه نیستی 
یه آدم خاص ولی شبیه هیشکی 

هر کی دلش پاک باشه میگن کم داره طرف 
دنیای خوبی داری مثل ما بد سلیقه نیستی 

دنیای خوبی داری آسمونش یه رنگه فقط 
واسه آبنبات چوبی داره می جنگه فقط 

که با شرینیاش تلخی دنیا رو نچشه 
بخند با خندهات دنیای بدمون خفه شه 

ما عاقل هارو ببین فقط دروغ میگیم بهم
هر کی میگه دیوونه ای دروغ میگه بخند 

ما عاقلارو ببین به جون هم افتادیم 
تو شبیه ما نیستی پ تو چشماتو ببند 

ما عاقلارو انگار ارث پدر همو خوردیم 
فوحش ناموس میکشیم از هر کی کم آوردیم 

ما جنگ جهانیمون سر یه تیکه کاغذه 
خوش به حالت دلت از این سیاهی راحته 

ما غم و غصه هامون واسه افکار مریضه 
کسی با تو بازی نمیکنه آبروش بریزه 

ما دنیا رو بد ساختیم رو دنیای ما نیا 
دلت صاف باشه بدی وقتی سیاهی عزیزه 

پس بخند بزار بگن هر چی میخنده کم داره 
ببین شبیه فرشته ای شده که بال و پر داره 

ما یاد گرفتیم دنیا رو با خون بسازیم همین
چون خیلی وقته درگیریم با قانون این زمین

♫♫♫

دیوونه منم نه تویی که پاکه دلت 
دنیارو سوزندیم دنبال راه بهشت 

دیووه منم که همش داد و بیداد میکنم 
روزامو درگیرم شبارو بیدار میمونم 

دیوونه منم که آروم و قرار ندارم 
تو زنمدون خودمم راه فرار ندارم 

پس فقط بخند ببین ما عاقلا بریدیم 
نفهمیدیم کی ته خط جنون رسیدیم 

ما عقب افتادیم از احساس و عاطفه 
دس به هر کاری میزنیم اگه شرایط پا بده 

ببین مث ماها نباش ما ساده میشکنیم 
تنها فرقمون اینه اینجا از تو بیشتریم 

تو دنیا که کسی خوبی یادش نمیمونه 
وقتی مثل ما نباشی بهت میگن دیوونه 

دستاتو بهم بگیر راه آسمون کجاست 
دیوونه منم پس نگو راهمون جداست 

سردیه نگاه آدمارو پ دل نگیر اصلا 
تو خبی غصه نخور این آدمامون بدن 

وقتی خدارو میشه دید تو چشمای معصومت 
پس مسیر زندگی رو تو درست میری نه من 

تو تنها نیستی این دفعه باهام میخندیم 
ما با لوبیای سحر آمیز باهم میگردیم 

تا پیداش کنیم باهم بیریم تا آسمون 
تو تنها نیستی به این دنیا باهم می خندیم

♫♫♫


قشنگی آهنگ : 81%




طبقه بندی: آهنگ های قشنگ،
برچسب ها: بهزاد پکس، اهنگ های قشنگ، معرفی اهنگ، دیوونه منم، اهنگ های عالی، احساس نویس، احساس نویسی،
تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 | 04:43 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
خستگیم خیلی زیاد شده - خوابم رسیده به 6 ساعت ...
ولی نمدونم چرا به اون نتیجه دلخواه نمیرسم - باید تلاشم رو بیشتر کنم !!!
چند شب پیش یه خواب خیلی قشنگ دیدم - هر وقت بهش فکر میکنم حس پاکی بهم دست میده ...  یعنی خدا هنوزم دوستم داره !!!
خواب دیدم توی دانشگاه بودم بعد از کلاس اومده بودم بیرون حالم خیلی بد بود - یه دختر کوچولو دیدم که داشت گریه میکرد !!!
خیلی دلم سوخت ( اصلا نمیتونم گریه بقیرو تحمل کنم ) بی اختیار دست گذاشتم از تو کیفم یه ابنبات بزرگ درآوردم حتی تو خواب هم تعجب کردم که این ابنبات از کجا اومد ؟؟؟    بهش دادم - گریش قطع شد بعد از دیدن آبنبات داشت میخندید ...   وای چقدر حس قشنگی بود !!!
خواب زیاد میبینم ...   شاید همین خواب هاست که منو زنده نگه میداره - دوست ندارم مثل بقیه سرد و بی روح باشم. امروز داشتم با استادم بحث میکردم یه چیزی بهم گفت که حرف دلم بود ...
گفت اون موقع دوستی ها واقعی تر بود - راست میگفت ...  نه این که فقط تقصیر دوستامون باشه - نه !!!
تقصیر خودمونم هست - دیگه اون سادگی نیست ...  نسبت به همه تنفر داریم - کاش میشد قشنگتر ببینیم ...
دنیای این روز های من یکم سرد شده ...
دوست داشتن عملا حذف شده - بیشتر آدم ها با اعتبارشون دسته بندی میشن !!!
قسمت سوم هابیت ( نبرد پنج ارتش ) یه جمله خیلی قشنگ میگه :
"  اگر آدم ها به اندازه کافی طلا داشتند دنیا جای خیلی بهتری میشد  "
کاش بجای این که به ثروتمون فکر کنیم یکم به صداقتمون فکر میکردیم.
همش داریم دروغ میگیم ...
کاش همه توی سن بچگی میموندیم ...   تو همون سادگی ... توی همون دوست داشتن ...
دوستیهامون واقعی تر بود ...
حرفامون رک بود و درویی نمیکردیم ، دلمون پاک بود ...
سر هم داد نمیزنیدیم - فحش نمیدادیم - کار بد نمیکردیم 
بگذریم ...
برف قشنگی اومده بود ...   این برف آدمو زنده میکنه ...
واقعا عالی بوود ...  من دیروز از 3 تا شهر استان گیلان گذشتم :
اولیش برف بود - دومیش بارون - سومیش افتاب !!!
یعنی راضی باشین از تنوع آب و هوایی - هر کدومو دوست دارین انتخاب کنین !!!
فردا هم بارونه - امروز تقریبا آفتاب بود.

خدا کنه بارون فردا یکم بیشتر بباره تا تمیز تر بشیم ... 
یا مهدی 



طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: حس قشنگ، پیتزا مخلوط، صداقت، برف، آب و هوا، احساس نویس، خستگی،
تاریخ : سه شنبه 17 آذر 1394 | 05:27 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
خواب ...
واقعا چیز عجیبیه این خواب ...
به نظر من خواب ها انواع مختلفی دارن - که دو مورد رو برسی میکنم :
خواب های بی معنی و آشفته که بعد از خواب چیز زیادی به یاد آدم نمیمونه
مورد دوم خواب های شگفت انگیز ...
مورد اول اصولا زیاد مهم نیست چون چیزی ازش تو خاطرم نمیمونه !!!
اما مورد دوم - حدودا 6 سال هست که از این خواب ها میبینم ...
بعضی مواقع از وقایع و اتفاق هایی پرده بر میداره که اتفاق نیفتاده !!!
شگفت انگیزه ...
بعضی وقتا این خواب هارو مینویسم - چون بعدا مشخص میشه که چه اتفاقی قرار بیفته ...
سوالی که ذهنم رو درگیر کرده ، بقیه هم مثل من از این خواب ها میبینن ؟؟؟
اگه یه اتفاقی قرار باشه بیفته و...
چطور بیانش میکنن ؟؟؟
کم کم این خوابها داره عذاب آور میشه - با یه مشاور صحبت کردم گفت باید باهاش روبرو بشی !!!
بعضیاشون جنبه ماورایی داره - مثل همین خوابی که بخشیش رو توی پست های قبلی آوردم. که نمیشه باهاش روبرو شد.
توی بعضی از خواب ها از حضور کسی که خیلی وقته ندیدم با خبر میشم و فردا اون فرد میاد ( خیلی غیره منتظره )
بعضی از خواب ها من به دیدن کسی میرم یا از من دعوت میشه - کسایی که هیچ وقت ندیدمشون - تا حالا 3 بار از این خواب ها 1- موفق به دیدار با شخص مورد نظر نشدم 
2- چیز زیادی ازش یادم نمونده ...
3- هیچوقت وجود خارجی نداشت – شایدم داشته باشه چهرشو دیدم ولی پیداش نکردم !!!
به ادم هایی که توی خواب میبینم میگم راهنما ...
یعنی توی خواب همیشه مواظبم هستن و بهم اطلاعات میدن !!!
انگار توی این خواب ها دارم راهنمایی میشم – چون همه میخوان توی خواب یه چیزی بهم بگن ولی نمیتونن !!!
بعضی چیز ها توضیح دادن و نوشتنشون سخته !!!
باید توی این وضعیت باشین تا بفهمین من چی میکشم !!!
سوال هایی هست توی ذهنم – فقط دارم دنبال ارتباط بین خواب هام میگردم – دنیای جالبی شده ...
چند روز پیش میخواستم با یکی از خواب هام که مشخص بود روبرو بشم ...
به شخص اول زنگ زدم – واقعا باید چی میگفتم !!!
من کیم ؟؟؟  -  چیکار دارم ؟؟؟  -  خب که چی ؟؟؟
حتی گفتنش هم مسخره به نظر میاد ولی واقعیه !!!
چون من اطلاعات کامل از طرف مقابل بدست میارم یه بار همه جزئییات رو تعریف کردم - واقعی بودن. ( انقدر با جزئییات گفتم که فکر میکرد آشنام )!!!
بعدش گفتم بیخیال ...
ولی یه مشکلی اینجا وجود داره که ما ادم ها کنجکاویم – یعنی نمیشه فکر نکنم !!!
حس خاصیه - مثل این که بهتون یه نامه خیلی محرمانه بدن و بگن که بازش نکن !!!
خدا حتما راه استفادشو بهم نشون میده ...  

پیش خودت شاید فکر کنی دیوونم / ولی یه روز خوب میاد میدونم

یا مهدی



طبقه بندی: احساس نویسی،
برچسب ها: خواب، خواب های جالب، خواب شگفت انگیز، خواب صادق، خواب دیدن، خواب های من، احساس نویس،
تاریخ : شنبه 14 آذر 1394 | 10:01 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2


  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو