تبلیغات
احساس نویسی ... - مطالب رفتار های درست
به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

تاریخ : شنبه 28 بهمن 1396 | 12:51 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
اول اسفند نیستم  هووووراااااا ....
یعنی انقدر ذوق دارم که نگو ...
شاید باورتون نشه ولی فوق العاده خوشحالم میرم سربازی و مرد میشم 
به دوستم گفتم من اسفند میخوام برم سربازی، گفت دوباره بگو گفتم من اول اسفند نیستم میرم سربازی ....
گفت مامانم میگه ایشالله خبر عروسیت رو بدی 
گفتم ایشاالله - والا ...

قشنگی این روزا، سختی، دوریش، دلتنگی، خستگی، مزخرفی و تاریکیش نیست !
مهم بعد این دوران مزخرف دوست داشتنی هست!
میتونی به اونی که میخوای برسی 
همه چیز جدی میشه ...
بعد از رسیدن بهش تازه زندگی شروع میشه ...

امروز یه خواب فوق العاده دیدم. با اختلاف بهترین خوابی بود که من توی زندگیم دیده بودم.
حتما میخواین بدونین چیه ؟ نمیگم 
دست خودم نیست کلا مریضم 
فقط خودش میتونه خوبم کنه شماهم دعا کنین بهش برسم خودش این دیونرو عاقل کنه 
اگه دوستش هستید الان ابرو سمت چپ چشمتون میره بالا 

"یه آرامش محض توی خنده هات هست چه حس لطیفی تو حال و هوات هست صدات مثل بارون مثل گل میمونه مثل دریا آروم مثل آسمونه1"

حسی که الان دارم مثل نوازش کردن یه حیوون وحشی میمونه 
یکم سختی زیاد جلورومون هست شما دعا کنین ایشاالله عالی پیش بره ...

براتون حال خوب مثل خودم آرزو دارم.
براتون عشق بینهایت ارزو دارم ...
خدایا شکرت بخاطر همه چی ...

انگار یبارم که شده توی زندگی توی بهترین زمان ممکن توی بهترین مکان ممکن هستم ...
حس خوبیه ... فوق العاده هست ...
فقط میتونم خداروشکر کنم بخاطر خوشبختی که توی ۴ حرف خلاصه شده ...

موفقیتتون ادامه دار ...
یا مهدی ...

1. امیرحسین نوخیز - رویای شیرین



طبقه بندی: گفتگو، اعتراف، تفاوت، خاطره نویسی، احساس نویسی، رفتار های درست، آهنگ های قشنگ، موضوع آزاد،
برچسب ها: عاشقانه، چهار حرف، امیرحسین نوخیز، رویای شیرین، حس خوب، سربازی، دلتنگی،
تاریخ : جمعه 22 دی 1396 | 07:39 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
شخصیت
شعور 
انسانیت

فاجعه اینجاست خیلیا ندارن، ولی طوری بازی میکنن که ما باورمون میشه !





طبقه بندی: گفتگو، اعتراف، آموزش، تفاوت، یک پله بالاتر، احساس نویسی، تئوری های زندگیم، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: شعور، شخصیت، فهم، انساینت، دنیا،
تاریخ : سه شنبه 5 دی 1396 | 03:21 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
رو ندارم حتی ازت تشکر کنم. فقط میتونم بگم :


عاشقتم 


تموم زندگیمی زهرا جان ...
یه دنیا ممنونم ازت ... بهترین روز سال رو بهم هدیه دادی، سالی که 365+1 روز بود !
امروز انقدر ذوق زده و خوشحال که نمیتونم چیزی بگم. فقط اینو بدون که هیچکس توی این دنیا جای تورو برام نمیگیره عزیزترینم. خیلی اذیتت کردم توی این یکسال واقعا شرمنده ام بابات روزایی که باعث شدم چشمات خیس بشه ...
یک سال دیگه میخوام از خدا عمر بگیرم تا اشتباهات گذشتمو جبران کنم. میخوام بیشتر عاشقت باشم. درسته مثل تو فوق العاده نیستم ولی تلاش خودمو میکنم 
ببخشید که نمیتونم جبران محبت های تورو بکنم ولی با همین دست های خالی میگم نازنینم دوستت دارم.
مراقب الهه خوشبختی من باش ...

دل من پیش کسی نیست، خیالت راحت
منم و یک دل دیوانه ی خاطر خواهت 



طبقه بندی: اعتراف، تفاوت، یک پله بالاتر، احساس نویسی، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: تولد، 28 شهریور، عاشقتم، تولد من، عشق، زهرا، دوست داشتن،
تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1396 | 07:11 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم که  حالتون خوب باشه ...

به نظر من هر آدم ۱۰۰۰ واحد عشق داره که تقسیمش میکنه بین علایقی که داره ...
اگر شما ۵۵۲ واحد عاشق یکی باشین. ( نمیگم کی  ) رنگ مورد علاقتون، ماه مورد علاقتون، غذای مورد علاقتون، شهر مورد عقلاقتون و...  میشه همونی که عشقتون میگه ...
تا جایی میرسه که میرین آهنگ های معین  رو دانلود میکنین و گوش میدین  
نکته جالب توجه اینه که به خودتون میگین من چقدر احمق بودم قبلا ازش بدم میومد !
مجبور نیستین این آهنگ رو گوشی بدین !  ۵۵۲ واحد عشق تغییرتون میده ...
دیگه کتلت روی سفره اون کتلتی که قبلا بود نیست. فکر کردن به این که عشقتون دوسش داره خود به خود اون غذا رو به لیست غذا های مورد علاقتون تبدیل میکنه ...

آره شهریور امسال با شهریور هایی که قند تو دلم  آب میکرد فرق میکنه ...
۲۰ روز گذشت بدونه  این که ذره ای بهش اهمیت بدم ولی اگه ازم بپرسن تا ماه مورد علاقتون چقدر مونده بهشون میگم 8 ماه 12 روز  دیگه !
آره شهریور جون دیگه برام مهم نیستی پس الکی انقدر تو گوشم نخون چند روز دیگه تولدمه ...
حتی تولدمم برام مهم نیست ...

از وقتی که این پست رو نوشتم  علاقم بهش ۵۵۳ واحد شد.
کسایی که بیشتر از ۵۰۰ واحد دوست دارین میشن عزیز ترین فرد توی زندگیتون ...
الان دارم به این فکر میکنم وقتی میگم به جون عزیز ترینم یعنی به جون ... 
دلم براش تنگ شده خیلی 
یک سال ندیدمش شما بهش میگین ۲۴ ساعت 
دعا کنین الان پیام بده ...
+ عاشقتم فوق العاده ترین مخلوق خداوند 

مواظب ۱۰۰۰ واحد عشقتون باشین که خرج آدم های نامرد نکنین ...
یا مهدی ...




طبقه بندی: گفتگو، اعتراف، تفاوت، یک پله بالاتر، احساس نویسی، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: ۱۰۰۰ واحد عشق، عشق، دوست داشتن، ۱۰۰۰ واحد، عاشقتم، متن عاشقانه، دلنوشته،
تاریخ : دوشنبه 20 شهریور 1396 | 11:20 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
توی کارش موفق بود.
عروس که شد، قید کار کردن را زد. 
چهار گوشه ی کار را بوسید به کل خانه نشین شد.

گفت: "شوهرش دوست ندارد کار کند."
گفت: "خیلی کیف دارد به خاطر کسی که دوستش داری، خانه نشین شوی، حتی اگر عاشق کارت باشی، حتی اگر توی خانه ماندن را دوست نداشته باشی."

لبش می خندید چشمهایش اما نه...
غم چشمهایش را نمی توانست قایم کند.

این آخرها هر وقت می دیدمش توی خودش بود. دلم می خواست ازش بپرسم برای آدم ِ دیگری عوض شدن، چطور است؟ مزه دارد؟!
بعد دیدم بهتر است آدمهای غمگین را سوال پیچ نکنم!

چقدر خوب است یک نفر باشد آدم را همانطوری که هست دوست بدارد!
قدش را ، وزنش را ، کارش را ، حتی دیوانه بازی هایش را ... 

#مریم_سمیع_زادگان


فرستنده : بهترین و فوق العاده ترین آدم دنیا ... 
زمان : 30 دی 




طبقه بندی: موضوع آزاد، رفتار های درست، تئوری های زندگیم، تفاوت، گفتگو،
برچسب ها: عوض شدن، دوست داشتن، عشق، علاقه، تغییر کردن، تصمیم، دوست دارم،
تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1395 | 08:28 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
مثلن باشی کله سحر بیدارم کنی ببریم کله پزی...
مثلن باشی صبح پنجشنبه جمعه ام نذاری بخوابم بگی پاشو بریم قدم بزنیم، خرید کنیم 
مثلن باشی بعد هی بدون اینکه به من بگی مهمون دعوت کنی و من هی نتونم به کتابای نخونده و قصه های ننوشته م برسم 
مثلن باشی ساعت سه نصفه شب بیدارم کنی بگی نگا داره بارون میاد پاشو بزنیم بیرون حیفه بخوابیم 
مثلن باشی وسط خوابم، وسط کارام، وسط کتاب خوندنم بیای بی هوا بغلم کنی و بگی دلم تنگ شده بود! 
مثلن باشی نذاری بخوابم
باشی نذاری با خودم تنها بشم
باشی نذاری کتاب بخونم و بنویسم
باشی نذاری با شمع و موسیقی ضیافت گریه بگیرم

به خدا می ارزه ... 
اصن همه اینا الان برا نبودنته 
اصن تو باشی کی دلش میاد بخوابه یا بره تو خودش یا وقتشو با کتاب پر کنه؟
اصن تو باشی مگه یه لحظه جم میخورم من از بغلت؟
باش تو فقط که بودنت به خواب شیرین صبحمم می ارزه! 

#مانگ_میرزایی

فرستنده : بهترین و فوق العاده ترین آدم دنیا ... 
زمان : 16 دی 



طبقه بندی: تفاوت، خاطره نویسی، یک پله بالاتر، احساس نویسی، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: مثلن باشی، مثلا باشی، قشنگی زندگی، عشق، دوست داشتن، نبودنت، باشی ...،
تاریخ : پنجشنبه 16 دی 1395 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم حالتون خوب باشه ...

(سعی میکنم با ادبیات کارتون شازده کوچولو حرف بزنم)
من امشب کارتون شازده کوچولو رو دیدم.
شاید واسه یه پسر 21 ساله یکم مسخره باشه که بشینه و کارتون ببینه !!!  (مخصوصا توی دوران کنکور )
من از بچگی کارتون رو دوست داشتم و حتی یادم میاد که یه دختر عمه داشتم داشت کارتون سیندرالا 4 رو نگاه میکرد. و خارج از جمع آدم بزرگ ها منم نشسته بودم و باهاش درمورد کارتون حرف میزدم. نمیدونم چقدر توی دنیا کوچیکشون هستین و بهشون اهمیت میدن ...
اون لحظه ای که با یه حس خاص تعریفش میکنن خیلی حس قشنگ و جالبیه انگار سیندرلا خواهر بزرگترشونه ...
کاملا موضوع سیندرلا رو درک کردم که توی چه وضعیتی بود بیچاره ...
دلم براش میسوزه ...     خیلی سختی کشیده تفلکی ...
2 روز بعد دقیقا همین کارتون رو خونه مادر بزرگم با دختر خالم  داشتمم میدیدم همه فامیل جمع بودن اسمش مریم بود. تقریا 4 سال داشت پسر خالم پرسید مرتضی چیو داری نگاه میکنی ...
منم خیلی جدی جواب دادم سیندرلا 4 !!!
بعدش گفتم دو روز پیش دیدمش ...
بعدش همه بهم یه نگاهی کردن و گفتن مرتضی !!!  مریم اینو تازه گرفته تو چجوری زودتر از اون دیدی !!!
دیگه دیگه ...

نمیدونم کارتون دیدن مگه بده ؟
یعنی تو که کارتون میبینی باید با هندزفری گوش بدی و کسی نبینه !!!
همه دوست دارن ببینن ولی میخوان بگن که بزرگ شدن و نمیبینن مسخره هست !!!     واقعا مسخره هست ...

به نظر من کارتون هایی هستن که میتونن به اندازه یه کتاب روانشناسی مفید باشن ...
دنیای قشنگیه کارتون !!!   حتی بدترین شخصیتش نمیمیره !!!
هممون میدونیم دنیا بچه ها قشنگه ولی هیچوقت خودمون رو همراه باهاشون نمیکنیم. 
ما جداییم از اونا و فقط دلمون براشون میسوزه و از روی ترحم تایید و درکشون میکنیم !!!

کارتون هایی هستن که هر کسی به نظرم باید ببینه مثل :
Frozen 2013 ( السا و آنا  ) نمره ( 7.6/10 )
Inside Out 2015  نمره  ( 8.2/10 )
Kung Fu Panda 2008 نمره ( 7.6/10 )
و ...

میریم سر بحث شیرین شازده کوچولو :
آهنگ سازشم هانس زیمر هست که فوق العاده هست. ( پاندای کنگفوکار، اینتراستاله، اینسپشن، گلادیاتور و ... )
هیچی درمورد این کارتون نمیگم که برین ببینین و مزش نره ...
یعنی عالیه ...
دلم نیومد ببینمش و ساکت بمونم ...
حتما ببینیدش، چون خیلی قشنگه ...


توضیحات :
اسم : The Little Prince 
زمان اکران : ۲۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۵ م
کارگردان: مارک آزبرن
مدت زمان فیلم: ۱ ساعت ۵۰ دقیقه
آهنگ‌ساز: هانس زیمر، ریچارد هاروی
جوایز: جایزهٔ سزار برای بهترین انیمیشن بلند
نمره : 7/8 از 10
نمره من : 100%

قشنگترین جمله این انیمیشن به نظرم این بود :
آدم همیشه تنها میمونه اگه اجازه نده کسی اهلیش کنه ...

زندگیتون پر از احساس قشنگی ...
یا مهدی ...




طبقه بندی: اعتراف، تفاوت، خاطره نویسی، یک پله بالاتر، تئوری های زندگیم، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: شازده کوچولو، معرفی فیلم، The Little Prince، سبک زندگی، قشنگی دنیا، معرفی انمیشن،
تاریخ : شنبه 11 دی 1395 | 10:37 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
سلام ...
امیدوارم حالتون خوب باشه ...

نمیدونم چیکار میکنه با ادم انقدر حال ادم خوب میشه !!! 
مگه میشه 
خیلی خوبه یکی رو به اندازه جونت دوست داشته باشی ...
حس جالبی دارم مثل سرباز هایی که با شمشیر رو در رو با دشمن جنگ میکردن و ترس توی وجودشون نبود !!!
فقط به حرفی که رهبرشون زده اعتقاد داشتن و به هیچ چیز فکر نمیکردن ...
این سرباز ها مرگ همراه با پیروزی بیشتر خوشحالشون میکرد تا زنده بودن همراه با شکست ...
حسی که الان دارم شبیه به اون سربازیه که هر کاری میکنه که به چیزی که میخواد برسه ...
فقط خودم ، شمشیرم و یه ارتش که جلوی روم هست !!! ( من سپر ندارم )
واسه شکست دادن مرتضی به یه چیز بیشتر از چیزی که هست، احتیاج هست !!! (عجب جمله ای)

میخواستم بگم من واسه هر چیزی که گفتم و حرفش رو زدم آماده هستم 
نه جا میزنم !!!
نه شک دارم !!!
نه میترسم !!!

چون من مرتضی هستم 
و هدف دارم !!!

یبار باید بیشنیم و به کسایی که بهمون میگن نمیتونی یا افتضاحی بگیم ؛
برو گمشو ... 
12 تا دلیل بهت میدم که از حرفت برگردی عزیزم !!!
چی پیش خودشون فکر میکنن ؟ 

یادت باشه با خوشبخت ترین و فوق العاده ترین ادم دنیا درست حرف بزنی  
ساکت دارم حرف میزنم 

+ واقعا پیش خودشون چی فکر کردن ؟
به نظرت خوب میشن ؟
امیدی بهشون هست ؟
البته تقصیری هم ندارن ...
دیونه ها نمیدونن تو کنارم هستی  
ههه ...

واسه متوقف کردن من به چیزی خیلی بیشتر از اون چیزی که توی سر هر آدمی وجود داره، احتیاج هست 
بازم میگم من مرتضی هستم !!!
نقشه مشکل نداره عزیزم ...
پس چشماتون رو ببندید و مسیرتون رو عوض کنین ...
اره ...

دوستون دارم ...
موفقیتتون ادامه دار ...
یا مهدی ...



طبقه بندی: گفتگو، اعتراف، تفاوت، یک پله بالاتر، رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: اعتماد به نفس، دوست داشتن، سرباز، جنگیدن، زندگی، باور، هدف،
تاریخ : یکشنبه 9 آبان 1395 | 09:08 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
امام رضا (ع) :
* هرگاه خواستی حمام بروی و در سر خود ناراحتی پیدا نکنی، هنگام ورود به حمام ‌ابتدا پنج جرعه آب گرم بنوش، در این صورت به خواست خدای تعالی، از سردرد و درد شقیقه در امان خواهی بود.
امام رضا علیه السلام در بیانی دیگر افراط در حمام کردن را نهی کرده اند.

* بدان که حمام هم ترکیبی مانند ترکیب بدن دارد، یعنی همان‌طور که‌ بدن دارای چهار طبع است حمام نیز دارای چهار خانه می‌باشد: خانه اول: سرد و خشک است، خانه دوم: سرد و مرطوب، خانه سوم: گرم و مرطوب، و خانه چهارم: گرم و خشک.

امام علی (ع) :
* حمام را خانه خوبی می دانند که در آن انسان به یاد آتش دوزخ می افتد و چرک و کثافات را از خود دور می کند.
 
امام موسی کاظم (ع) :
* یک روز در میان به حمام رفتن بر گوشت بدن می افزاید و هر روز حمام رفتن، پیه کلیه ها را آب می کند.
 
امام صادق (ع) :
* پس از خروج از حمام پاها را بشویید که درد سر را برطرف می کند و به هنگام خروج عمامه بگذارید (یعنی سر را بپوشانید)


آداب حمام رفتن در دین اسلام:

» یک روز در میان حمام کردن
» خواندن اذکار مخصوص
» ریختن آب گرم بر سر و پاها در ابتدای ورود
» خوردن جرعه ای از آب حمام (چرا که رفع ناراحتی مثانه می کند)
» نخوردن آب سرد در حمام
» عدم استحمام با آب سرد (زمانی که ترس بیمار شدن می رود)
» ریختن آب سرد بر روی پاها پس از خروج از حمام (که درد بدن را می برد)
» شانه نزدن و مسواک نزدن در حمام
» در حال گرسنگی حمام نرفتن
» با شکم پر حمام نرفتن
» در حال روزه حمام نرفتن
» زدودن موهای اضافه بدن
» شستن سر با گل ختمی و سدر
» بستن لنگ در حمام
» بستن سر پس از خروج از حمام
» قرآن نخواندن در حمام در حالت عریان
»  روغن مالی بدن (ماساژ)
» پس از حمام خواندن دو رکعت نماز مستحب است.

* هنگام شب ناخن های خود را کوتاه نکنید، زیرا در شب کلسیم در ناخن ها قرار میگیرد.

منبع :تبیان



طبقه بندی: رفتار های درست، آموزش،
برچسب ها: حمام کردن، اداب حمام کردن، استحمام، آداب استحمام، حمام رفتن در دین اسلام، آداب دین اسلام، حمام،
تاریخ : پنجشنبه 14 مرداد 1395 | 02:14 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات
اگر یک جلد کتاب بخوانید ممکن است به کتاب خواندن علاقه مند شوید.

اگر دو جلد کتاب بخوانید حتما به کتاب خواندن علاقه مند می شوید.

اگر سه جلد کتاب بخوانید به فکر فرو می روید.

اگر چهار جلد کتاب بخوانید در خلوت با خودتان حرف می زنید.

اگر پنج جلد کتاب بخوانید سیاهی ها را سفید و سفیدی ها را سیاه می بینید.

اگر شش جلد کتاب بخوانید نسبت به خیلی عقاید و نظرات بی باور میشوید و به توده های مردم و باورهایشان خشم می گیرید.

اگر هفت جلد کتاب بخوانید کم کم عقاید و نظرات جدید پیدا می کنید.

اگر هشت جلد کتاب بخوانید در مورد عقاید جدیدتان با دیگران بحث می کنید.

اگر نه جلد کتاب بخوانید در بحث ها یتان کار به مجادله می کشد.

اگر ده جلد کتاب بخوانید کم کم یاد می گیرید که با کسانی که کمتر از ده جلد کتاب خوانده اند بحث نکنید.

اگر صد جلد کتاب بخوانید دیگر با کسی بحث نمی کنید و سکوت پیشه می گیرید.

اگر هزار جلد کتاب بخوانید آن وقت است که یاد گرفته اید دیگر تحت تاثیر مکتوبات قرار نگیرید و با مهربانی در کنار دیگر مردمان زندگی می کنید و اگر کمکی از دستتان بر بیاید در حق دیگران و جامعه انجام میدهید و در فرصت مناسب سراغ کتاب هزار و یکم می روید....




طبقه بندی: رفتار های درست، موضوع آزاد،
برچسب ها: کتابخوانی، کتاب، اثر کتاب، اثر کتابخوانی، رفتار های قشنگ، کتاب خواندن، سلامت جامعه،
تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395 | 02:13 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2