تبلیغات
احساس نویسی ... - زهرا مصلح ...
به یادتم هنوزم ...
برای ZADS  
خیلی خوشحالم از اینکه تو به دنیا اومدی؛ تو            دنیا فهمید که تو انگار نیمه گمشدم‏ی تو
زندگی خیلی خوبه چون که خدا تو رو داده            روز تولدم برام فرشتشو فرستاده
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
آورده دنیا یه دونه اون یه دونه پیش منه            خدا فرشته هاشو که نمی سپره دست همه
تو، نمی اومدی پیشم من عاشق کی می شدم            به خاطر اومدنت یه دنیا ممنون توام
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
خدا مهربونی کرده تو رو سپرد دست خودم            دست تو گرفتمو فهمیدم عاشقت شدم
              
خیلی خوشحالم - محمد علیزاده 
ارسال پست
نه چشمانت آبی بود
و نه موهایت شبیه موج ها....
هنوز نفهمیده ‌ام
دریا که می ‌روم
چرا ... یاد تو می ‌افتم !!!
پوریا نبی‌ پور

شیشه ماشینو داد پایین!
گفت ببین هوا رو !
ببین چه بارونی میاد اینا بخاطر حضور توعه ها !
دلبر میبینی قطره ها رو !مثل خنده های تو که گوشه لبت جا خوش میکنن نشستن رو شیشه بخار گرفته !
خوب نگاه کن حس میکنی چقد حالم خوبه ؟ 
دستشو گرفتم ....
خندید !
گفت هنوزم بارون که میاد ساکت میشی زبونت بند میاد !!
با تمام وجود هوای بارونیو تو ریه هام دادمو گفتم من از این همه خوشبختی که کنار تو دارم زبونم بند اومده وگرنه این قطره ها و صدای بارون بهونس ! 
صورتشو سمتم اوردو گفت میشه هر وقت بارون اومد همین حرفو بزنی بهم ؟ 
دستشو محکم تر گرفتمو سکوت کردم 

زهرا مصلح




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: شعر، شعر نو، عاشقانه،
تاریخ : جمعه 10 آذر 1396 | 10:24 ق.ظ | نویسنده : سجادش ❤ | نظرات